تقریبا هر روز به سایت هیات کوهنوردی زنجان سر می زدم و منتظر اردوی سوم بودم که هیچ خبری از این اردو دیده نمی شد که بلاخره خبر زمان و مکان اردو در سراسر وبلاگ ها پیچیده شد روز سه شنبه مورخ 21/11/88 ساعت 10 صبح بعد از تست کردن وسایل از مقابل هیات کوهنوردی زنجان راه خود را به سمت قرار گاه پلور که نهایتا به ساعت 2 طول کشید با اتوبوس قدیمی ترک کردیم که بعد از سه ساعتی به علت مشکل فنی اتوبوس از راه فرعی به  قزوین برای رفع مشکل رسیدیم که به علت نبودن استاد کار بعد از خریدن چند لیتری روغن موتور دوباره با سرعت کم به راه می افتیم بعد از رسیدن به تهران و پشت سرهم گذاشتن ترافیک سنگین راه خود را به آبعلی ادامه می دادیم که در اولین پلیس راه پیاده شده و بعد از 2 ساعتی معطلی به مینی بوسی که آقای نجاریان هماهنگ کرده بود سوار میشویم مثل این است که به آخرین مدل این ماشین سوار شده ایم بلاخره به سفر 8 ساعته خود در مقابل قرارگاه پلور خاتمه می دهیم مسئولین تا این وقت شب بیدار مانده و منتظر ما هستند وارد قرار گاه شده و با برخورد صمیمیشان خستگی این سفرمان را از تن به در می کنند بعد از مشخص شدن محل خواب وگرفتن  فیش غذا و هدایای صعود  برنامه فردا را تنظیم میکنیم.

ساعت 6 صبح روز چهار شنبه مورخ 21/11/88 بعد از سوار شدن به اتوبوس راه خود را به دوراهی رینه یا همان حسینیه می رسانیم بعد از جمع و جور کردن وسایل خود به راه افتاده و به طرف حسینه حرکت می کنیم تیم 16 نفره ما در مسیر جنوبی در حرکت هستیم تا فردا به جنوب غربی حرکت کنیم . هوای صاف و بدون ابر ما را تا حسینیه یاری می کند بعد از برپایی چادر ها در بالای حسینیه ساعت 11 برای کار کردن با کرامپون و کارهای تکنیکی به سمت بارگاه سوم حرکت میکنیم البته تصمیم به صعود بارگاه

 نیست کار کردن با کرامپون بر روی تیغه های سنگی است که نهایتا ساعت 2 بعدازظهر به پیش چادرها میرسیم بعد از صرف نهار و آب گردن برف و دور زدن در منطقه شب فرا رسیده وبه خواب میرویم.

 22/11/88 ساعت 5 از خوا بیدار شده و بعد از خوردن صبحانه و جمع کردن چادر ساعت 6:30 دقیقه صبح راه خود را به جبهه جنوب غربی ترک میکنیم از دره دوم به سمت چپ حرکت کردیم که نهایتا ساعت 9 بر

 روی یال جنوبی رسیدیم هوای نیمه ابری و باد شروع شده بود و ما را مجبور به پوشیدن پوشاک مناسب میکرد نفرات به نوبت کار هدایت تیم را به عهده میگرفتند ارتفاع حدود 4 هزار شده بود که 2 نفری که وضعیت بهتری نداشتند به پناهگاه منتقل شدند و تیم به را خود ادامه می داد کمپ نزدیک است وبه علت خستگی نفرات سرعت کندتر شده است به دستور آقای نجاریان جلودار شده و تیم را به آرامی به سمت کمپ هدایت می کنم بعد از برپا کردن چادر در ارتفاع 4700 متری در باد و سرمای شدید  سرمای بیش از حد و طاقت فرسا ساعت 6 بعداز به داخل چادر

 میرویم داخل چادر  ما که 2 کپسول اپی روشن بود به دمای منهای 18 درجه میرسید که هوای بیرون بالای 30 درجه زیر صفر بود خستگی بیش از حد  10 ساعت کوهپیمایی از کار کردن در داخل چادر را کندتر کرده بود بعد از رفع نیاز بدن و خوردن مایعات به داخل کیسه خواب خزیده و فردا 23/11/88 روز جمعه ساعت 5 صبح با کوله حمله به سمت قله حرکت میکنیم هوا طوفانی است  همه با چراغ پیشانی و عینک طوفان حرکت میکنیم هوای سرد و بادی گونه هایمان را سرخ میکند ولی چاره ای نیست باید حرکت کردو به قله رسید ارتفاع به 5200 متریرسیده است و هوا رفته رفته خشم خود را بیشتر میکند دستور سرپرست بعد از هماهنگی ها با تیم جنوبی بر این است که به مسیر جنوبی رفته تا کمکی به

آنها بکنیم بعد از تراورس از سه دهلیز به مسیر جنوبی رسیده  ودر آبشار یخی به دیگر دوستان میرسیم  هوای طوفانی تا قرارگاه سوم ادامه داشت که ما مسیر خود را به سمت کمپ ترک میکنیم بعد از جمع کردن چادر ها و جمع و جور کردن وسایل خود به سمت پناهگاه حرکت میکنیم در ادامه  روند اردو تا گوسفد سرا کارهای تکنیکی و سرعتی انجام می شود ساعت 5 بعداز ظهر به دو راهی رسیده ایم که نهایتا نفرات با 3 دستگاه وانت و2دستگاه مینی بوس محل را به سمت پلور ترک می کنند و بعد از خداحافظی با دوستان پلور را به سمت زنجان ترک کرده و ساعت 4 صبح به زنجان می رسیم.

عکس ها: حسن باقری

 

از همه کسانی که مارا در این برنامه یاری کرده اند تقدیرو تشکر میکنم